![]() |
![]() |
|
| سلام |
|
حالا منم و تو و ... نه ! حالا منم و خیال تو و خاطرات گذشته که مثل کابوسی رهایم نمی کنند. حالا منم و خاطرات تو ... ای کاش هیچوقت به این سفر نمی رفتی این سفر بود که همه چیز را از عشق ما گرفت. همه لبخند های زیبایت را همه بوی قهوه ای را که در صدایت بود همه عاشقانه خواندن و عاشقانه نگاه کردن هایت را همه آن صدای مهربانت را که با اشتیاق و حرارت صدایم میکردی حالا منم و خاطرات شیرینمان چه کوتاه بود عمر اقامت در بهشت! ای کاش هیچوقت به این سفر نمیرفتی اگر میدانستم که این آخرین سفر است همه جاده ها را می بستم .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 تیر1387ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من مریم سلیمان پور هستم .
توی یکی از روزای پاییزی سال 1360 به دنیا اومدم . رشته ام ادبیاته . یعنی بود . دیگه تموم شد. شعر هم میگم اما شاعر نیستم . و . . . راستی ! به وبلاگ من خوش اومدی . امیدوارم برات مفید باشه . موفق باشین. |
|
RSS
|